كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

670

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ أَعْتَزِلُكُمْ و كناره مىگيرم از شما مراد آزر است و امثال او از بت‌پرستان مىگويد كه دورى مىجويم از همه شما وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ و از آنچه مىخوانيد و مىپرستيد از غير خداى يعنى بتان وَ أَدْعُوا رَبِّي و مىخوانم خداى خود را و مىپرستم به گامگى عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا شايد آنكه نباشم به خواندن و پرستيدن خداى خود نااميد و بىبهره تنبيه است بر آنكه شما از خواندن بتان بىبهره و ضايعيد و من اميد دارم كه از حق تعالى البته بهره تمام گيرم بيت حاجت ز كسى خواه كه محتاجان را * بىبهره نه‌گرداند از انعام عميم در بحر البحور فى تفسير كتاب المسطور آورده كه ابراهيم عليه السلام از بابل به كوهستان فارس آمده هفت سال در اطراف آن جبال سير فرمود تا پدرش بمرد و بتخانه تعلق به عمش آزر گرفت باز ببابل آمد و مذمت بتان آغاز كرد و درين نوبت بتان را بشكست و آتش نمرود به دو سرد شد و با ساره و لوط عزيمت شام فرمود و حق تعالى ازين هجرت خبر داد كه فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ پس آن هنگام كه دور شد ابراهيم ع از بت‌پرستان و بگذاشت ايشان را وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ و آنان را نيز كه مىپرستيدند بجز خداى تعالى وَهَبْنا لَهُ بخشيديم مر او را از ساره إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ يعنى فرزندى و پس از ان نبيره كه فرزند فرزند است وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا و همه را گردانيديم پيغمبر ( عليهم السلام ) وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا و بخشيديم مر ايشان را از رحمت خود گفته‌اند مراد از رحمت اموال و اولاد است به ايشان ارزانى داشت وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا و داديم مر ايشان را سخن گفتنى مشتمل بصدق يا ذكرى نيكو بلند و جارى ميان مردمان اشارت به اجابت دعاى ابراهيم ع است حيث قال و اجعل لى لسان صدق فى الآخرين وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى و ياد كن در قرآن قصّه موسى عليه السلام را إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً به درستى كه او بود پاك كرده شده از ادناس و نقائص وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا و بود فرستاده شده از نزد حق خبردهنده خلق را از خداى تعالى اهل معانى در تقديم رسول بر نبى با آنكه اخص و اعلى است گفته‌اند كه اوّل او را فرستاده پس او خلق را خبر داد وَ نادَيْناهُ و ندا كرديم موسى را مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ از جانب كوه طور از طرف راست موسى وَ قَرَّبْناهُ و نزديك گردانيديم او را بدرگاه قرب نَجِيًّا در حالتى كه راز گوينده بود با ما و آن‌كس كه نجى را بمعنى مرتفع داشته مىگويد موسى را بالا بردند از آسمانى به آسمانى و از حجابى پس حجابى تا به حجابى كه آواز كلمى كه توريت بدان قلم نوشته مىشد استماع كرد و امام ثعلبى آورده كه نماند ميان حق تعالى و موسى مگر يك حجاب صاحب كشف الاسرار گويد حضرت موسى ع را هم روشن بود و هم كشش اشارت به روش او و لماء جاء موسى و عبارت از كشش او و قرّبناه نجيا سالك تا در روشنى است خطر دارد و چون كشش در رسيد خطر را به او كار نيست يعنى در سلوك شوب تفرقه است و جذبه محض جمعيت است نظم تا خود روى بىحاصلى چون او كشيدت واصلى * رفتن كجا بردن كجا اين سرّ ربانى است اين خود مىروى نگزاردت او مىكشد بربايدت * تا او كرا بربايدش انعام سلطانيست اين .